بررسی ساختار و کارکرد ساز چنگ در دربار تیموری و صفوی
درویش علی چنگی در قرن ۱۶ میلادی رسالهای تألیف کرد که سندی از استمرار سنت چنگنوازی مکتب منتظمیه در دوره صفوی محسوب میشود. او «چنگ را ملکه تمام سازهای موسیقی میخواند و تعداد سیمهای چنگ را ۲۸ تا مشخص میکند» (ژرانسکا-کمینک، ۲۸:۱۳۹۳). این رساله حلقه پیوند مهمی بین سنت چنگنوازی تیموری و تحولات بعدی صفوی است.
ساز چنگ در دربار تیموری

صحنه مجلس موسیقی درباری، برگی از نسخه خمسه نظامی گنجوی، کتابت شده توسط منعمالدین الاوحدی، مکتب نگارگری هرات، مارس-آوریل ۱۵۰۴ میلادی (اوایل قرن ۱۶ میلادی)، محفوظ در کتابخانه بادلیان دانشگاه آکسفورد (شماره نسخه MS. Pers. d. 105. ا)
«موسیقی کلاسیک دربار تیموری را میتوان استمرار منطقی سنتهای موسیقایی آل جلایر دانست، چرا که تیمور با انتقال نخبگان موسیقی همچون عبدالقادر مراغی از دربار جلایریان به سمرقند، زمینهساز جابجایی جغرافیایی میراث ارزشمند مکتب منتظمیه از نواحی غربی به شرق قلمرو ایرانفرهنگی گردید» (اسعدی، ۳۸:۱۳۸۰). «در این دوران بسیاری از شاهزادگان و صاحبمنصبان نه تنها علاقهمند به موسیقی، بلکه حتی خود نیز موسیقیدان بودهاند. سنت موسیقی کلاسیک در هرات مرکب از عناصر موسیقایی ترکی و ایرانی بوده و بین هرات و استانبول به عنوان دو پایتخت بزرگ ترکان ارتباط موسیقایی وجود داشته است. دربار سلطان حسین بایقرا برای عثمانیان به منزله الگویی بوده است برای حمایت از هنرها» (همان،۳۰).
شواهد تاریخیِ متعددی از حضور چنگ در مجالس رسمی و خصوصی دربار تیموری وجود دارد. در مراسم خواستگاری تیمور از دختر خضر خواجهخان آمده است: «موسیقیدانان به نواختن شدرغو و تیغان و عود و چنگ مشغول شدند و از جمله موسیقیدانان که در آن زمان بینظیر بودند عبدالقادر مراغی بود». در تاریخ حبیبالسیر، در توصیف جشن ازدواج شاهزاده محمد معصوم چنین آمده: «از دو طرف مغنیان خوش آواز و سازندگان نغمهپرداز بنوای رود و سرود و صدای چنگ و عود ادای تهنیت مینمودند»(میثمی، ۱۳۹۹). پس از افول هرات، موسیقیدانان برجسته به دربارهای عثمانی، ازبکان و گورکانیان هند مهاجرت کردند که به گسترش جغرافیایی سنتهای چنگنوازی انجامید. «تداوم موسیقی هنری دربار تیموریان را میتوان بیشتر در موسیقی دربارهای تاجیک و ازبک یافت» (اسعدی، ۳۰:۱۳۷۹).
برای یافتن تصویری کاملتر از حیات موسیقایی چنگ ایرانی، باید آن را در دربارهای عثمانی و گورکانی جستجو کرد. همچنین ردپای آن را در دوران معاصر در سازی استحالهیافته به نام «چنگ» – که از نظر ساختاری شبیه سنتور یا دالسیمِر است – در موسیقی ازبکستان میتوان مشاهده کرد. این گسترشِ جغرافیایی چنگ از دربار تیموری به دربارهای همجوار، تنها یک جنبه از تاریخ پیچیده این ساز است. جنبه مهم دیگر، ارتباط تنگاتنگ این ساز با جنسیت نوازندگان آن است.
در حالی که چنگ در دربار تیموری توسط هر دو جنس نواخته میشد، اما به تدریج و بهویژه در دوره¬ی صفوی با محدودتر شدن موسیقی به فضای اندرونی، این ساز بیشتر به عنوان سازی زنانه شناخته شد. این پیوند عمیق میان چنگ و نوازندگان زن، که در نگارهها و اسناد تاریخی بازتاب یافته، نه تنها بر سرنوشت موسیقایی این ساز تأثیر گذاشت، بلکه به شکلگیری هویتی خاص برای آن در فرهنگ موسیقایی ایران انجامید.



